لاپراسکوپی
چشام که باز کردم عملم دیگه تموم شده بود با کمک یه خانم بهیار که لهجه شمالی هم داشت از تخت بلند شدم سرم خیلی گیج می رفت به زور روی صندلی نشستم یه حالتی بین خواب و بیداری داشتم و هر بار با صدای ناله خانمی که روی صندلی کناری من نشسته بود چرتم پاره می شد . با وجود گرمی هوا احساس سردی می کردم نمی تونستم راحت بنشینم یک ساعت که گذشت دیگه مرخص شدم و با ماشین سمت خونه به راه افتادیم . همیشه در مقابل نور خورشید خود رو کامل می پوشاندم تا پوستم نسوزه اما این دفعه با تمام وجود از تابشش لذت می بردم احساس سرما داشتم و خوابم می برد با اینکه تابستان بود و دمای هوا به 39 درجه می رسید . تا حالا تجربه عمل نداشتم . شکمم برای لاپراسکوپی از سه قسمت باز شده بود و هر قسمت 3 تا بخیه خورده بود . فکر می کردم اگر راست بشینم بخیه هام باز می شن . وقتی خونه رسیدیم دوست داشتم یه چیز شیرین بخورم . همسری برای من کمپوت آناناس گرفته بود و به زور به من می داد که بخورم . بعد از ظهر سردرد داشتم که این سردرد تا روز بعد هم ادامه داشت .
روز دوم بعد از عمل باید می رفتم که دکتر دستورات بعدی رو بده . ساعت 1 راه افتادیم و تا حدود 2:15 دیگه مطب بودیم . بچه هایی رو که دیروز با من عمل کردند رو هم دوباره ملاقات کردم . من هنوزم سر درد داشتم . اتاق انتظار دکتر جوری بود که ادمها کمتر خسته میشن . همسری استرس داشت . این رو از چهره اش می فهمیدم .
خلاصه بعد از کلی نشستن نوبت ما شد یه خانم اسم افراد رو پیج می کرد بعد از اینکه پیج شدیم از اتاق انتظار یه چیزی حدود 10 تا پله مارپیچی چوبی رو باید بالا می رفتی تا به طبقه سوم و مطب دکتر برسی . ورود ما توام شد با لبخند پرستاری که پرونده من توی دستش بود و با دیدن لبخند اون منم لبخند زدم هر چند هنوزم سردرد داشتم .
من و همسری به اتاقی راهنمایی شدیم تا دکتر بیاد . بعد از چند دقیقه نشستن دکتر اومد اون هم با لبخندی بر لب و چهره ای شاداب و پر انرژی .
دکتر گفت که سه ماه دیگه می تونیم برای زیفت اقدام کنیم . آدرس برادرش رو هم داد که همسری بره پیشش
الهی به امید تو قدم در این راه سخت گذاشتم کمکم کن . می دونم که می دونی و می دونم که می بینی . گاهی وقت ها پیش خودم فکر می کنم فرشته ما اونقدر دوست داشتنیه که خدا دلش نمیاد اون رو از خودش دور کنه و زمینی بشه . پروردگارا به همه دوستانی که با توکل به تو قدم در این راه سخت می گذارند کمک کن . خداوندا لذت امید واری به خودت رو به همه پدران و مادران چشم به راه و منتظر بچشان ( امین یا رب العالمین )
و توکل علی الله فهو حسبه

لاپراسکوپی 
